مرتضى مطهرى
297
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حال فعالند و در اثر تضاد فعالتر مىشوند . پس دومرتبه ما برگشتيم به حرف اول كه ماده و قوه در عالم چگونه عمل مىكنند ؟ قوه كه روى ماده عمل مىكند و ماده را حركت مىدهد خودش متحرك است يا متحرك نيست ؟ همان بحثها باز تكرار مىشود . حالا اين « جدل ، منطق نيروها » را توضيح بدهيد : - مىگويد پس جدل عبارت مىشود از مطالعهء پيوستگى تضادهايى كه تاريخ را به وجود مىآورند . حركت تاريخ بر مبناى جدل شد و جدل هم مطالعهء همين تضادهاست ، و بعد مىگويد منظور از جدل جدال افكار نيست بلكه جدال نيروها و برخورد قدرتهاست . در قسمت بعد مكانيسم جدل را توضيح مىدهد كه خود اين هم چند بخش دارد . . . استاد : دربارهء اين مطلب يك توضيح مختصر عرض بكنم . در اين فصلى كه تحت عنوان « جدل ، منطق نيروها » است مىخواهد مشخص جدل ماركسيستى ( جدل هگلى ) را بيان كرده باشد . مقصود از « جدل » همان ديالكتيك است . مىگويد افلاطون هم به ديالكتيك و همان مفهوم جدل قائل بوده است . اصلًا اين كلمه شايد اولين بار به وسيلهء افلاطون مطرح شده است . ولى نظر افلاطون ( قبل از افلاطون هم بوده ، نظر قدما ) در باب ديالكتيك و جدل فقط به جدال افكار بود . الآن هم در منطق ما مىبينيد كه « صناعات پنجگانه » داريم : صنعت برهان ، صنعت جدل ، صنعت خطابه ، صنعت شعر ، صنعت مغالطه . در منطق ، اينها را « صناعات خَمس » مىگويند . اين صنعت جدل كه آنها مىگويند ، جدل به آن معناى خاصى كه به كار مىبرند ، به قول مؤلف در واقع همان نوعى جدال افكار است ، كه در اصطلاح قرآن هم كلمهء « جدل » تقريباً به همين معناست : « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » « 1 » . مجادله همان زد و خورد فكرهاست . مجادله كن يعنى تصادم فكرى با آنها پيدا كن ، تصادم در سخن ، با آنها مجادلهء در كلام كن ، ولى اين مجادله بايد به نحو احسن باشد . مى گويد آن جدال فقط جدال افكار با يكديگر است ، ديگر بيش از آن نيست ، ولى جدلى كه در منطق ديالكتيك آمده است جدل نيروهاست ، يعنى نه تنها افكار با يكديگر در حال تخاصم و مبارزه هستند ، اصلًا بهطور كلى نيروهاى طبيعت با يكديگر در حال مجادله هستند . اين « جادِلْهُمْ » يك فرمانى است تكوينى كه گويى بر همهء اجزاء طبيعت صادر شده است كه با يكديگر در حال مجادله هستند .
--> ( 1 ) نحل / 125 .